از شهدای کربلاست . وی را از شخصیتهای کوفه و مردی سالخورده از قبیله کنده دانسته اند . غلام عمروبن حمق خزاعی ( از یاران ویژه امیرالمومنین ) بود و در حرکتهای انقلابی عمرو بن حمق ( که به دست معاویه شهید شد ) همدوش و همراه او و تحت تعقیب معاویه بود . در سال 60 هجری به مکه آمد و به حسین ع پیوست و در حمله نخست روز عاشورا به شهادت رسید . (2) نامش در زیارت ناحیه مقدسه هم آمده است .
روز عاشورا در میدان با // شمر // حرفهای تندی رد و بدل می کند ، آنگاه خطاب به شمر می گوید : // افبالموت تخوّفنی ؟ والله للموت معه ( الحسین ) احبّ الیّ من الخلد معکم // . (5) آیا مرا از مرگ می ترسانی ؟ به خدا قسم مرگ با حسین ع برایم محبوبتر از زندگی همیشگی با شماست . و اگر زندگی جز این باشد ، به ظاهر زندگی است و گرنه واقعیت آن مرگ است . زندگی آن است که از ویژگیهای حیات بر خوردار باشد و تلاش انسان در مسیر یک فکر و ایمان پیش رود به قول معروف :
قف دون رایک فی الحیاة مجاهدا ... انّ الحیاة عقیدة و جهاد
// زندگی پیکار باشد در ره اندیشه ها // . شهیدان نیز چنین حیاتی دارند و به تعبیر قران // احیاء عند ربهّم // اند . اگر چه تن مادی شان زیر خاک می رود ولی نام و مرام و مکتب و هدفشان باقی است و این همان // زندگی // است
زهیر بن قین ، از سرداران و دلاوران نامدار و از شریفترین مردان رزمنده قبیله انماری بود. وی مذهب عثمانی داشت و در کوفه می زیست. این سردار بزرگ و فداکار جنگها کرده و زندگی را بر منافقین تنگ ساخته و چند بار آنان را شکست داده و تار و مار کرده بود.
او بسال شصت هجری با همسرش راهی مکه شد و با خارج شدن امام حسین ع از مکه بسوی کوفه - زهیر نیز بهمراه همسر و پسر عمویش سلمان بن مضارب بسوی کوفه حرکت کردند و علاقه چندانی نداشت که با امام حسین ع در یک منزل توقف کند تا مبادا میان او و امام ع ملاقاتی صورت گیرد و اختلافی بروز نماید . از این رو هر وقت امام حرکت می کرد زهیر فرود می آمد. تااینکه روزی در محلی بین حجاز و عراق او و همراهانش در حال خوردن غذا بودند که فرستاده امام ع از راه رسید و ضمن سلام بیان داشت : ای زهیر ! ابو عبدالله الحسین ع از تو دعوت کرده . حاضران از شنیدن این کلام شگفت زده شدند. گویی خون در رگهای آنان از حرکت باز ایستاده بود! زهیر نیز در سکوت عجیبی فرو رفت.
همسر زهیر سکوت را شکست و گفت : سبحان الله ای زهیر ! آیا فرزند رسول خدا ص از تو دعوت می کند و تو اجابت وی درنگ می کنی! چه مانع دارد بروی و ببینی چه می گوید. زهیر بر خاست و بسوی خیمه امام رفت و زمانی نگذشت که با چهره ای خندان بر گشت. و فرمان داد تا خیمه و بنه و بارگاه او را جمع کنند و به حسین ع بپیوندند . سپس خطاب به همسرش کرد و گفت : تو را نیز طلاق گفتم و می توانی به قبیله خویش بر گردی. زیرا دوست ندارم از طرف من ستمی به تو رسد . آنگاه به یاران و همسفران خود گفت: هر کس میل دارد با من بیاید و گرنه این وداع آخرین است. اکنون ای همراهان ! شما را بخدا می سپارم. بعد از گفتن این سخن با پسر عمش سلمان به امام پیوست و در کربلا به حجله عروس زیبای شهادت رفت.
مورخان نوشته اند : امام حسین ع زهیر را بسوی کربلا رهسپار کرد و علمدار و میمنه را به او سپرد و هنگامی که بر خاک افتاد حسین ع به بالای سرش رسید و فرمود: خداوند تو را از حضرت خویش دور نگرداند و کشندگان تو را لعنت کند! همچنان که جماعتی از گمراهان را نفرین کرد و آنان را به صورت خوک و میمون مسخ کرد . آری این است سر انجام اخلاص و بزرگواری
روز عاشورا ، سیدالشهدا فرماندهی جناح راست یاران خویش را در میدان به زهیر سپرد . زهیر ، پس از امام حسین ع اولین کسی بود که سواره و غرق در سلاح مقابل دشمن رفت و به نصیحت آنان پرداخت . شمر به طرف او تیری افکند . گفتگوهایی بین او و شمر انجام گرفت . ظهر عاشورا هم او و سعید بن عبدالله جلوی امام ایستادند و سپر تیرها شدند تا امام نماز بخواند . پس از اتمام نماز ، به میدان رفت و شجاعانه نبرد کرد
زین العابدین (ع) :
پیشوای چهارم شیعه ، حضرت سجاد ع ، امام علی بن الحسین ع ، زین العابدین ع ، فرزند سیدالشهدا ع که در حادثه کربلا حضور داشت و بعلت بیماری در خیمه بستری بود و همراه با اهل بیت ، پس از شهادت امام حسین ع به اسیری رفت و با حالتی دشوار و غمبار ، که غل و زنجیر به دست و گردن آن حضرت بسته بودند ، به کوفه و از آنجا به شام برده شد .
در کاخ یزید هم خطبه بسیار مهمی ایراد کرد که چهره یزید افشا شد و مردم شام نسبت به ماهیت حادثه کربلا آگاه شدند . امام سجاد ع در سال 38 هجری در مدینه به دنیا آمد . در حادثه کربلا حدود 24 سال داشت ، پس از شهادت پدر نیز مدت 35 سال امامت کرد . مادرش شهربانو دختر یزد گرد بود . در حادثه کربلا آن حضرت ازدواج کرده و دارای فرزند بود و فرزند خرد سالش امام باقر ع هم در کربلا بود .
نقش عمده آن حضرت در نهضت عاشورا ، پیام رسانی خون شهیدان کربلا و حفظ دستاوردهای آن انقلاب خونین و اهداف پدر ، از تباه شدن و تحریف گشتن بود . این رسالت ، در قالب ایراد خطبه ها توسط آن حضرت و عمه اش زینب س انجام گرفت .سخنان امام سجاد ع در بارگاه یزید ، چنان او را به خشم آورد که دستور کشتنش را داد ، اما حضرت زینب س ، جان خود را سپر بلا قرار داد و نگذاشت . در دفن اجساد شهدای اهل بیت در کربلا ، به یاری طایفه بنی اسد آمد و پس از خاکساری پیکر سیدالشهدا ع روی قبر آن حضرت نوشت : // هذا قبر الحسین بن علی بن ابی طالب ، الذی قتلوه عطشانا غریبا // .
پس از حادثه عاشورا ، حضرت سجاد ع دوران بسیار سخت و خفقان باری را با خلفای اموی سپری کرد . ولید بن عبدالملک و هشام بن عبدالملک ، از خلفای معاصر او بودند . داستان زیارت آن حضرت و بوسیدنش حجرالاسود را و شعرهای بلند فرزدق در ستایش او ( هذا الّذی تعرف البطحاء و طاته ... ) معروف است . // صحیفه سجادیه // مجموعه ای از دعاهای آن حضرت است که اینک در دست ما بعنوان گنجینه ای از معارف دینی موجود است . آن حضرت در سال 95 هجری با دسیسه ولید بن عبدالملک به شهادت رسید و در بقیع مدفون شد . برای آشنایی با زندگی ، شخصیت و فضایل بیشمارش باید به کتابهای مستقل و مفصّلتر مراجعه کرد .
زینب س :
زینب کبری سلام الله علیها ، پیامبر خون شهدای کربلا و همراه حسین ع در نهضت خونین عاشورا ، حضرت زینب ، دختر امیرالمومنین و فاطمه زهرا ع در سال پنجم هجری ، روز 5 جمادی الاولی در مدینه ، پس از امام حسین ع به دنیا آمد .
از القاب اوست :
عقیله بنی هاشم ، عقیله طالبیّین ، ام کلثوم ، موّثقه ، عارفه ، عالمه ، محدّثه ، فاضله ، کامله ، عابده آل علی
زینب را مخفّف // زین اب // دانسته اند ، یعنی زینت پدر .
امام حسین ع هنگام دیدار ، به احترامش از جا بر می خاست . زینب کبری ، از جدّش رسول خدا و پدرش امیرالمومنین و مادرش فاطمه زهرا ع حدیث روایت کرده است .
این بانوی بزرگ ، دارای قوت قلب ، فصاحت زبان ، شجاعت ، زهد و ورع ، عفاف و شهامت فوق العاده بود . شوهرش ، عبدالله بن جعفر ( پسر عموی خودش ) بود . از این ازدواج ، دو پسر حضرت زینب به نامهای محمد و عون ، در کربلا به شهادت رسیدند .
وقتی امام حسین ع پس از امتناع از بیعت با یزید ، از مدینه به قصد مکه خارج شد ، زینب نیز با این دو فرزند ، همراه برادر گشت . در طول نهضت عاشورا ، نقش فداکاریهای عظیم زینب ، بسیار بود . سر پرست کاروان اسیران اهل بیت و مراقبت کننده از امام زین العابدین ع و افشاگر ستمگریهای حکام اموی با خطبه های آتشین بود . زینب ، هم دختر شهید بود ، هم خواهر شهید ، هم مادر شهید ، هم عمه شهید . پس از عاشورا و در سفر اسارت ، در کوفه و دمشق ، خطابه های آتشینی ایراد کرد و رمز بقای حماسه کربلا و بیداری مردم گشت . پس از باز گشت به مدینه نیز ، در مجالس ذکری که برای شهدای کربلا داشت ، به سخنوری و افشاگری می پرداخت . وی به// قهرمان صبر // شهرت یافت.
در سال 63 هجری و به نقلی 65 هجری در گذشت . قبرش در زینبیّه ( در سوریه کنونی ) است . برخی نیز معتقدند مدفن او در مصر است . در کتاب // خیرات الحسان // آمده است : در مدینه قحطی پیش آمد . زینب در همانجا در سال 65 هجری در گذشت و در همان مکان دفن شد .
صبح ازل طلیعه ایام زینب است ... پاینده تا به شام ابد نام زینب است
در راه دین لباس شهامت چو دوختند ... زیبنده آن لباس بر اندام زینب است
بارزترین بعد زندگی حضرت زینب ، همان پاسداری از فرهنگ عاشورا بود که با خطابه هایش ، پیام خون حسین ع را به جهانیان رساند
سالم بن عمرو ، مولی بنی المدینه :
از شهدای کربلاست . وی غلامی از طایفه بنی مدینه بود و در کوفه می زیست و از شیعیان اهل بیت به شمار می آمد . سوارکاری نامدار بود. در نهضت حضرت مسلم شرکت داشت . پس از تنها ماندن مسلم بن عقیل ، او وجمعی دیگر از شیعیان دستگیر شدند ، اما سالم از چنگ دشمن گریخت و پنهان شد . چون شنید امام حسین ع به کربلا رسیده است ، خود را به آن حضرت رساند و روز عاشورا در حمله اول شهید شد . نامش در زیارت ناحیه مقدسه هم آمده است
سالم ، مولی عامر بن مسلم :
وی از شهدای عاشوراست . او غلام عامر بن مسلم عبدی و از شیعیان بصره و از تابعین مورد اطمینان بود . نام کامل او سالم بن ابوالجعد است . نامش در زیارت ناحیه مقدسه است
سعد بن حنظله تمیمی :
یکی از شهدای کربلا از قبیله تمیم بود . بعضی او را همان حنظلة بن اسعد شبامی دانسته اند ، مثل مولف قاموس الرّجال
سعید بن عبدالله حنفی :
از شهدای والا قدر کربلاست ، که ایمانی راسخ و شجاعتی فراوان داشت و از هواداران سرسخت اهل بیت ع بود . شب عاشورا وقتی سیدالشهدا ع از افراد خواست که از تاریکی استفاده کرده متفرق شوند ، یاران بر خاستند و هر یک سخنانی گفتند . از جمله سعید بن عبدالله ایستاد و گفت : نه بخدا قسم ، تو را وا نمی گذاریم تا خداوند بداند که ما در نبود رسول خدا ص حق او و ذریّه اش را مراعات کردیم . بخدا سوگند ، اگر بدانم که کشته می شوم ، سپس زنده می شوم ، آنگاه سوزانده می شوم و هفتاد بار با من چنین می کنند ، باز هم از تو جدا نمی شوم تا در راه تو فدا شوم . چگونه چنین کنم ، با آنکه بیش از یکبار کشته شدن نیست و پس از آن کرامت ابدی و بی پایان است .
این نشاندهنده عمق ایمان و اخلاص او در راه یاری حق و عترت است . او و همراهش هانی بن هانی ، آخرین سفیرانی بودند که امام حسین ع نامه ای خطاب به مردم کوفه نوشت و به دست آنان سپرد . در آخر همین نامه ، جمله معروف امام در باره // وظیفه پیشوا // آمده است که : // ... فلعمری ما الامام الا العامل بالکتاب ... // .
نیز یکی از فرستادگانی بود که نامه های کوفیان را خدمت امام حسین ع آورده بود . وی از انقلابیون پر شور کوفه به حساب می آمد . در نهضت مسلم بن عقیل هم فعال بود و نامه مسلم را به مکه رساند و از مکه همراه امام به کوفه آمد تا در روز حماسه بزرگ عاشورا ، جان را فدای رهبرش سازد . هنگام ظهر عاشورا در مقابل امام حسین ع ایستاد تا آن حضرت نمازش را بخواند . او آنقدر تیر خورد که بر زمین افتاد و جان باخت . در پیکر او غیر از زخم شمشیرها و نیزه ها ، سیزده تیر یافتند . نامش در زیارت ناحیه مقدسه ، همراه با جملاتی که شب عاشورا در برابر امام حسین ع گفت و ثنا و دعایی که حضرت حجّت در این زیارت برای او دارد ، آمده است
سکینه :
دختر بزرگوار سیدالشهدا ع ، که در علم ، معرفت ، ادب ، توجه به حق و جذبه پروردگار ، کم نظیر و مورد توجه خاص پدرش اباعبدالله الحسین ع بود . نام اصلی او را آمنه ، امینه ، امیمه یا امامه هم نوشته اند . لقب سکینه از طرف مادرش // رباب // به او داده شد . او که خواهر // علی اصغر // هم بود ، در کربلا حضور داشت و در عاشورا ، سن او ده تا سیزده سال بوده است . این را از آنجا گفته اند که امام حسین ع روز عاشورا به او لقب // خیرة النّسوان // داده است و این با کودک بودنش نمی سازد . شرح آنچه به مصیبتهای او در حادثه کربلا مربوط می شود ، در کتابهای مقتل ( از جمله در نفس المهموم ) آمده است . روز عاشورا ، چون سیدالشهدا ع هنگام وداع با اطفال و زنان ، دید که دخترش سکینه از زنان کنار گرفته و در حال گریستن است ، به او فرمود :
سیطول بعدی یا سکینة فاعلمی ... منک البکاء اذا الحمام دهانی
لا تحرقی قلبی معک حسرةّ ... مادام منّی الرّوح فی جسمانی
فاذا قتلت فانت اولی بالّذی ... تاتینه یا خیرة النسوان
این دختر بزرگوار ، که به تعبیر شیخ عباس قمی // زنی با حصافت عقل و اصابت رای و افصح و اعلم مردمان به زبان عرب و شعر و فضل و ادب // بوده است ، پس از باز گشت از سفر کوفه و شام ، در خانه پدر خود ، تحت کفایت امام سجاد ع قرار گرفت . وی ، محضر سه امام ( امام حسین ، امام سجاد و امام باقر ) علیهم السلام را درک کرد . نوشته اند : خانه اش مرکز تجمّع شعرا و محل مناقشه و بحث و نقد ادبی بود . به شاعران بزرگ همچون فرزدق و جریر ، صله عطا می کرد . سکینه به زنی مصعب بن زبیر در آمد و پس از قتل او ، زوجه عبدالله بن عثمان گردید و پس از مرگ او ، زید بن عمر با وی ازدواج کرد ، ولی زید ، به توصیه سلیمان بن عبدالملک او را طلاق گفت . سکینه همچنان در مدینه می زیست ، تا آنکه در پنجم ربیع الاول سال 117 هجری در زمان هشام بن عبدالملک پس از هفتاد سال ، در مدینه در گذشت . قبر او نیز در مدینه است
سلمان بن مضارب بجلی :
از شهدای کربلاست . گفته شده وی پسر عموی زهیر بن قین بود و همراه او،پیش از رسیدن به کربلا ، به سپاه حسین بن علی ع پیوست و عصر عاشورا شهید شد
سلیمان بن سلیمان ازدی :
گفته شده که از شهدای کربلا بوده است . نامش در زیارت رجبیه هم آمده است
سلیمان بن عون حضرمی :
نامش را در شمار شهدای کربلا آورده اند و در زیارت رجبیّه هم آمده است .
سلیمان بن کثیر :
نام او را در فهرست شهدای کربلا آورده اند ، نیز در زیارت رجبیّه هم آمده است . احتمال داده اند که او ، همان مسلم بن کثیر ازدی باشد
سوار بن منعم بن حابس همدانی :
از شهدای حادثه کربلاست . وی پس از رسیدن امام حسین ع به کربلا ، از کوفه آمد و به آن حضرت پیوست . برخی او را از شهیدان حمله اول می دانند و بعضی دیگر وی را از مجروحانی می دانند که اسیر شد و نزد عمر سعد بردند ، سپس در اثر جراحات ، پس از شش ماه به شهادت رسید . نام او در زیارت رجبیّه بصورت // سوار بن ابی عمیر نهمی // آمده است
سوید بن عمرو خثعمی :
آخرین کشته میدان کربلاست . وی پس از شهادت امام حسین ع شهید شد . یکی از دو مردی بود که همراه حسین ع بودند . او مجروحی افتاده در میدان ، میان زخمیان بود و رمقی در بدن داشت و در آن حال ، چون شنید که کوفیان شادی کنان می گویند // حسین کشته شد // ، به هوش آمد و با چاقو و شمشیری که داشت ، با همان حالت به جنگ پرداخت و شهید شد . به // سوید بن مطاع // هم معروف است
سیف بن حارث بن سریع جابری :
از شهدای جوان کربلاست . نامش در زیارت ناحیه ، بصورت // شیب بن حارث // آمده است . وی و پسر عمویش مالک بن عبدالله از کوفه آمده ، در کربلا به امام حسین ع پیوستند . روز عاشورا ، پس از شهادت حنظلة بن قیس ، هنگامی که دشمن به خیمه گاه امام حسین ع نزدیک شده بود ، گریان خدمت امام آمدند و اذن میدان طلبیدند . سپس هر دو با هم به میدان رفته ، جنگیدند تا شهید شدند . آن دو ، هم برادر مادری و هم پسر عمو بودند در کتب ، نام سیف بن حارث هم آمده است ، شاید همان سیف بن حارث باشد .
سیف بن مالک عبدی :
از شهدای کربلاست . از جوانان پرشوری بود که در بصره ، درخانه بانوی بزرگ ، // ماریة بنت منقذ عبدی // جمع می شدند ، خانه او پایگاهی برای شیعه بود . از بصره به کوفه آمد و از آنجا به کاروان امام حسین ع پیوست ، سپس همراه او به کربلا آمد . عصر عاشورا در نبرد تن به تن به شهادت رسید
شبیب بن عبدالله ، مولی حرث :
از شهدای کربلاست . وی از شجاعان کوفه بود که در کربلا همراه سیف و مالک ( پسران سریع ) به حسین ع پیوست و جزء شهدای حمله اول در روز عاشورا بود که پیش از ظهر شهید شد . شبیب از صحابه پیامبر خدا بود و همراه علی ع نیز در جنگهای سه گانه اش شرکت داشت
شوذب ، مولی شاکر :
از شهدای کربلاست ، وی ، // غلام شاکر بن عبدالله همدانی // بود و از شیعیان بر جسته و از بزرگترین انقلابیون حماسی و مخلص به شمار آمد که در کربلا ، در کهنسالی به شهادت رسید .
شوذب ، از حفّاظ حدیث بود و از امیرالمومنین ع حدیث شنیده و نقل می کرد . مجلسی داشت که شیعیان به حضورش می آمدند تا از او حدیث بشنوند . وی همراه عابس ، نامه مسلم بن عقیل را از کوفه به مکه خدمت امام حسین ع رساند . از مکه همراه امام شد و به کربلا آمد . شهادت او بعد از ظهر عاشورا و پس از شهادت حنظلة بن اسعد سبامی بود
شهید نماز :
سعید بن عبدالله ، از اصحاب شهید امام حسین ع که روز عاشورا ، پیکر خود را سپر تیرهای دشمن ساخت تا امام حسین ع نمازش را بخواند . اضافه بر زخم شمشیرها و نیزه هایی که بر بدن داشت ، 13 تیر هم بر پیکرش نشسته بود که بر زمین افتاد و شهید شد .
خود اباعبدالله ع را نیز می توان سر سلسله شهیدان نماز دانست ، چرا که برای احیاء دین و نماز و امر به معروف و نهی از منکر شهید شد و قیامش ، // اقامه نماز // بود // اشهد انّک قد اقمت الصلاة ... // شب عاشورا را نیز برای نماز و قرائت قران از سپاه دشمن مهلت خواست ، ظهر عاشورا هم در آن میدان خون و شهادت به نماز اول وقت ایستاد . به ابو ثمامه صائدی نیز که هنگام ظهر عاشورا ، اذان وقت را به یاد سیدالشهدا ع آورد و همراه آن حضرت آخرین نماز را خواند ، // شهید نماز // گفته اند
عباس بن علی ع :
فرزند امیر المومنین ، برادر سیدالشهدا ، فرمانده و پرچمدار سپاه امام حسین ع در روز عاشورا . عباس در لغت به معنای شیر بیشه ، شیری که شیران از او بگریزند است . (1)
مادرش // فاطمه کلابیّه // بود که بعدها با کنیه // ام البنین // شهرت یافت . علی ع پس از شهادت فاطمه زهرا با ام البنین ازدواج کرد . عباس ، ثمره این ازدواج بود . ولادتش را در 4 شعبان سال 26 هجری در مدینه نوشته اند و بزرگترین فرزند ام البنین بود
و این چهار فرزند رشید ، همه در کربلا در رکاب امام حسین ع به شهادت رسیدند . وقتی امیرالمومنین شهید شد ، عباس چهارده ساله بود و در کربلا 34 سال داشت . کنیه اش // ابوالفضل و ابو فاضل // بود و از معروفترین لقبهایش ، قمر بنی هاشم ، سقاء ، صاحب لواء الحسین ، علمدار ، ابو القربه ، عبد صالح ، باب الحوائج و ... است .
عباس با لبابه ، دختر عبیدالله بن عباس ( پسر عموی پدرش ) ازدواج کرد و از این ازدواج ، دو پسر به نامهای عبیدالله و فضل یافت . بعضی دو پسر دیگر برای او به نامهای محمد و قاسم ذکر کرده اند .
آن حضرت ، قامتی رشید ، چهره ای زیبا و شجاعتی کم نظیر داشت و بخاطر سیمای جذابش او را // قمر بنی هاشم // می گفتند . در حادثه کربلا ، سمت پرچمداری سپاه حسین ع و سقایی خیمه های اطفال و اهل بیت امام را داشت و در رکاب برادر ، غیر از تهیه آب ، نگهبانی خیمه ها و امور مربوط به آسایش و امنیت خاندان حسین ع نیز بر عهده او بود و تا زنده بود ، دودمان امامت ، آسایش و امنیت داشتند .(2)
روز عاشورا ، سه برادر دیگر عباس پیش از او به شهادت رسیدند . وقتی علمدار کربلا از امام حسین ع اذن میدان طلبید حضرت از او خواست که برای کودکان تشنه و خیمه های بی آب ، آب تهیه کند . ابوالفضل ع به فرات رفت و مشک آب را پر کرد و در باز گشت به خیمه ها با سپاه دشمن که فرات را در محاصره داشتند درگیر شد و دستهایش قطع گردید و به شهادت رسید . البته پیش از آن نیز چندین نوبت ، هم رکاب با سیدالشهدا به میدان رفته و با سپاه یزید جنگیده بود . عباس ، مظهر ایثار و وفاداری و گذشت بود . وقتی وارد فرات شد ، با آنکه تشنه بود ،
اما بخاطر تشنگی برادرش حسین ع آب نخورد و خطاب به خویش چنین گفت :
یا نفس من بعد الحسین هو نی ... و بعده لا کنت ان تکونی
هذالحسین وارد المنون ... و تشر بین بارد المعین
تاللّه ما هذا فعال دینی
و سوگند یاد کرد که آب ننوشد . (3) وقتی دست راستش قطع شد ، این رجز را می خواند :
واللّه ان قطعتموا یمینی ... انی احامی ابدا عن دینی
و عن امام صادق الیقین ... نجل النّبی الطّاهر الامین
و چون دست چپش قطع شد ، چنین گفت :
یا نفس لا تخشنی من الکفار ... وابشری برحمة الجبّار
مع النبّی السّید المختار ... قد قطعموا ببغیهم یساری
فاصلهم یا ربّ حّر النّار
شهادت عباس ، برای امام حسین بسیار ناگوار و شکننده بود . جمله پر سوز امام ، وقتی که به بالین عباس رسید ، این بود : // الان انکسر ظهری و قلّت حیلتی و شمت بی عدّوی // . (4) و پیکرش ، کنار // نهر علقمه // ماند و سیدالشهدا بسوی خیمه آمد و شهادت او را به اهل بیت خبر داد . هنگام دفن شهدای کربلا نیز ، در همان محل دفن شد . از این رو امروز حرم اباالفضل ع با حرم سیدالشهدا فاصله دارد .
مقام والای عباس بن علی ع بسیار است . تعابیری بلندی که در زیارتنامه اوست ، گویای آن است . این زیارت که از قول حضرت صادق ع روایت شده ، از جمله چنین دارد :
// السلام علیک ایهّا العبد الصّالح المطیع لله ولرسوله ولامیرالمومنین والحسن والحسین ... اشهداللّه انّک مضیت علی مامضی به البدریّون والمجاهدون فی سبیل اللّه المناصحون فی جهاد اعدائه المبالغون فی نصرة اولیائه الذّابّون عن احبّائه ... // (5) که تایید و تاکیدی بر مقام عبودیت و صلاح و طاعت او و نیز تداوم خط مجاهدان بدر و مبارزان با دشمن و یاوران اولیاء خدا و مدافعان از دوستان خداست . امام سجاد ع نیز سیمای درخشان عباس بن علی را اینونه ترسیم فرموده است :
// رحم اللّه عمّی العّاس فلقد آثر وابلی و فدا اخاه بنفسه حتّی قطعت یداه فابدله اللّه عز و جّل بهما جناحین یطیر بهما مع الملا ئکة فی الجّنة کما جعل جعفر بن ابی طالب . و ان للعباس عندالله تبارک و تعالی منزلة یغبطه بها جمیع الشهداء یوم القیامة // . (6) که در آن نیز مقام ایثار ، گذشت ، فداکاری ، جانبازی ، قطع شدن دستانش و یافتن بال پرواز در بهشت ، همبال با جعفر طیّار و فرشتگان مطرح است و اینکه : عمویم عباس ، نزد خدای متعال ، مقامی دارد که روز قیامت ، همه شهیدان به آن غبطه می خورند و رشک می برند .
عباس یعنی تا شهادت یکّه تازی ... عباس یعنی عشق ، یعنی پاکبازی
عباس یعنی با شهیدان همنوازی ... عباس یعنی یک نیستان تکنوازی
عباس یعنی رنگ سرخ پرچم عشق ... یعنی مسیر سبز پرپیچ و خم عشق
جوشیدن بحر وفا ، معنای عباس ... لب تشنه رفتن تا خدا ، معنای عباس (7)
در زیارت ناحیه مقدسه نیز از زبان حضرت مهدی عج به او اینگونه سلام داده شده است : // السلام علی ابی الفضل العباس بن امیر المومنین ، المواسی اخاه بنفسه ، الاخذ لغده من امسه ، الفادی له ، الواقی السّاعی الیه بمائه ، المقطوعة یداه ... // (8)
کربلا کعبه عشق است و من اندر احرام ... شد در این قبله عشاق ، دو تا تقصیرم
دست من خورد به آبی که نصیب تو نشد ... چشم من داد از آن آب روان تصویرم
باید این دیده و این دست دهم قربانی ... تا که تکمیل شود حّج من و تقدیرم (9)
>>>>> فرات ، مشک ، وفا ، سقایی ، دستهای قلم شده ، نهر علقمه .
عامر بن جلیده ( خلیده ) :
او را از شهدای کربلا دانسته اند . در زیارت رجبیه نام او آمده است . (10)
عامر بن حسان بن شریح طائی :
از اصحاب امام حسین ع بود که از مکه همراه آن حضرت آمد و در کربلا در حمله اول به شهادت رسید . (11) وی از شجاعان معروف و شیعیان خالص بود . پدرش نیز در جنگ جمل و صفیّن ، در رکاب حضرت علی ع جنگیده بود .
عامر بن مالک :
از شهدای کربلا بود . نامش در زیارت رجبّیه نیز آمده است . (12)
عامر بن مسلم عبدی :
از شهدای کربلا بود . عامر که اهل بصره بود ، همراه غلامش // سالم // از بصره به مکه آمد و به سیدالشهدا ع پیوست و از آنجا همراه امام تا کربلا آمد و روز عاشورا در حمله اول به شهادت رسید . (13) شرافت دیگر او آن است که در زیارت ناحیه مقدسه نام او آمده است و سلام به او داده شده است . (14)
منابع : (1) لغت نامه دهخدا . (2) الیوم نامت اعین بک لم تنم ... و تسهّدت اخری فعّز منامها . (3) بحارالانوار ج45 ص41 . (4) معالی السبطین ج1ص446 ، مقتل خوارزمی ج2ص30 (5) مفاتیح الجنان ص 435 . (6) سفینة البحار ج2ص155 . (7) خلیل شفیعی . (8) بحارالانوار ج45ص66 . (9) ای اشکها بریزید ، حسان ص210 . در باره زندگی عباس بن علی ع // العباس بن علی // باقر شریف القرشی 214 صفحه ، دارالکتاب الاسلامی . (10) انصارالحسین ص101 . (11) همان ص80 . (12) همان ص103 . (13) عنصر شجاعت ج1ص78 ، انصارالحسین ص81 . (14) تنقیح المقال مامقانی ج2ص117 و فرهنگ عاشورا جواد محدث .
عبدالاعلی بن یزید کلبی : از شهدای نهضت حسینی در کوفه . وی از جوانان کوفه بود که با مسلم بن عقیل بیعت کرد . پس از دستگیر شدن // هانی // توسط ابن زیاد ، هنگامی که مسلم اعلان قیام کرد ، عبدالاعلی سلاح بر گرفت و از خانه بیرون آمد تا در محله // بنی فتیان // به مسلم بپیوندد . او را دستگیر کرده ، نزد ابن زیاد بردند .
دستور داد تا به زندانش افکنند . پس از شهادت هانی و مسلم ، به دستور ابن زیاد احضارش کردند و گردن زدند . سلام خدا بر او باد
عبدالرحمن بن عبدالله ارحبی :
از شهدای کربلاست . وی از جمله کسانی بود که دعوتنامه کوفیان را به حضور امام حسین ع رسانید و خود از همراهان مسلم بن عقیل در کوفه بود . مردی شجاع ، موّجه و محترم و تابعی . در مکه همراه امام شد و به کربلا آمد . گفته اند که در حمله نخست به شهادت رسید . نام او در زیارت رجبّیه و زیارت مقدسه آمده است
عبدالرحمن بن عبد ربّه انصاری خزرجی :
از شهدای کربلاست . وی از اصحاب رسول خدا ص بود و پس از رحلت آن حضرت نیز از کسانی بود که به امیرالمومنین ، اخلاص داشت و از آن حضرت قران آموخته بود . به نصب علی ع در غدیر به امامت گواهی داد . روز تاسوعا با // بریر // شوخی می کرد . وقتی گفتند : الان چه وقت شوخی است ، گفت : چرا خوشحال نباشم ؟ میان ما و بهشت ، جز درگیری با این کافران و شهادت فاصله ای نیست . او از شخصیتهای بارز شیعی کوفه محسوب می شد و در ایام نهضت مسلم بن عقیل ، از مردم به نفع حسین بن علی ع بیعت می گرفت .
عبدالرحمن بن عرزة بن حراق غفاری :
از شهدای کربلا . جد او از یاران علی ع بود که در جنگ جمل ، صفین و نهروان شرکت داشت . خودش نیز از جوانان نام آور و بر جسته کوفه بود . به حسین بن علی ع پیوست و روز عاشورا شهید شد . نامش در زیارت رجبّیه هم آمده است .
بعید نیست که این همان ، عبدالرحمن بن عروة غفاری باشد و تشابه اسمی میان عروه و عزره در استنساخ پیش آمده باشد .
عبدالرحمن بن عروه غفاری :
او و برادرش عبدالله ، که هر دو در کربلا شهید شدند ، از اشراف و شجاعان کوفه بودند و به خاندان پیامبر عشق می ورزیدند . جدّشان حراق نیز از یاران علی ع بود که در سه جنگ ، در رکاب آن حضرت حضور داشت . این دو برادر با هم از کوفه به کربلا آمده بودند . هر دو با هم روز عاشورا از سیدالشهدا اذن پیکار گرفتند و با هم به میدان رفتند . در رفتن به میدان نبرد ، از هم سبقت می جستند . هنگام جنگ ، هر کدام یک مصرع از رجز را می خواند و نفر دیگر ، مصرع دوم شعر را تمام می کرد . این دو برادر با هم نیز به شهادت رسیدند
عبدالرحمن بن عقیل بن ابی طالب :
از شهدای کربلا و از اولاد عقیل است . مادر او کنیز بود . نام عبدالرحمن در زیارت ناحیه مقّدسه و رجبیّه آمده است .
عبدالرحمن بن یزید :
از شهدای کربلا به حساب آمده است . نامش در زیارت رجبیه است
عبدالله بن ابی بکر :
در شمار شهدای کربلا ذکر شده است .
عبدالله بن بقطر ( یقطر ) :
از شهدای نهضت امام حسین ع در کوفه . وی صحابی پیامبر و برادر رضاعی امام حسین ع بود . سه روز قبل از امام حسین ع به دنیا آمد . پدرش بقطر ( یقطر ) خادم پیامبر بود و همسرش میمونه در خانه علی ع بود و میمونه هر دو را شیر می داد . او از صحابیان شهید و از فرستادگان امام حسین ع بود که نامه ای از سوی آن حضرت برای مسلم بن عقیل در کوفه می برد . دستگیر شد ، وی را نزد ابن زیاد بردند ، سپس او را از بالای قصر به زمین افکندند و استخوانهایش خورد شد . رمقی در بدن داشت که عبدالملک بن عمیر لخمی او را کشت .
عبدالله بن جعفر :
همسر زینب کبری و داماد علی ع و پسر جعفر طیّار . وی ، نخستین نوزاد مسلمان در حبشه بود . در ایامی که پدرش جعفر بن ابی طالب به حبشه هجرت کرده بود ، در آن کشور به دنیا آمد . مادرش // اسماء بنت عمیس // بود . اسماء ، پس از شهادت جعفر طیّار در جنگ موته ، به همسری ابوبکر ، سپس علی بن ابی طالب در آمد . عبدالله بن جعفر ، مورد عنایت خاص پیامبر اکرم ص بود ، بویژه که پدرش سردار بزرگ شهید جبهه اسلام به شمار می آمد . همچنین مورد علاقه امیر المومنین بود و ارادتی شایان به امام حسن و امام حسین ع داشت.مردی سخاوتمند و اهل جود و بخشش بود. عبدالله جعفر ، از جمله کسانی بود که به سیدالشهدا نامه نوشت و از او خواست که از سفر به عراق منصرف شود . گر چه خود در کربلا حضور نداشت ، اما دو پسرش عون و محمد را همراه مادرشان حضرت زینب ع به کربلا فرستاد و این دو فرزند ، در رکاب سالار شهیدان روز عاشورا به شهادت رسیدند . او از اینکه نتواسته بود در واقعه کربلا شرکت کند تاسف می خورد . پس از حادثه عاشورا و شهادت حسین بن علی ع وی در مدینه به سوگ نشست و مردم برای تسلیت گویی نزد او می آمدند . وی در سن 90 سالگی ، در سال 80 هجری در مدینه در گذشت و در بقیع به خاک سپرده شد . برخی هم در گذشت او را در شام و قبر وی را در//باب الصغیر//دمشق،در کنار قبر بلال می دانند.
عبدالله بن حسن بن علی ع :
نو جوان 11 ساله ، فرزند امام حسن مجتبی ع که روز عاشورا ، وقتی دید سیدالشهدا بر زمین افتاده است . برای دفاع از عمو به سوی میدان شتافت و در دفاع از عموی مظلومش جنگید و عده ای را کشت و با تیغ بحربن کعب به شهادت رسید . برخی هم نقل کرده اند حرمله ، با شمشیر ، دست او را که در آغوش عمویش حسین قرار گرفته بود قطع نموده همانجا شهیدش کرد . رجز او هنگام پیکار ، چنین بود :
ان تنکرونی فانا ابن حیدرة ... ضرغام اجام و لیث قسورة
علی الاعادی مثل ریح صرصره
عبدالله بن حسین بن علی ع :
کودکی شیر خوار ، فرزند سیدالشهدا ع که روز عاشورا در آغوش پدر ، با تیر حرمله ( یا عقبة بن بشر ) به شهادت رسید . مادرش رباب ، دختر امرء القیس بود . وقتی امام ، برای وداع آخر مقابل خیمه ها آمد ، زینب ، عبدالله را آورد . وی در آغوش حسین بن علی ع بود که تیری بر گلوی او خورد و شهیدش کرد . امام ، خون گلوی او را به آسمان پاشید . آنگاه جسد آن دو کودک را کنار خیمه ها در گودالی که حفر کرد ، به خاک سپرد . از این کودک شیر خوار شهید ، به نام عبدالله رضیع و علی اصغر هم یاد شده است . نام وی در زیارت ناحیه مقدسه نیز آمده است
عبدالله بن عروه غفاری :
نامش را در شمار شهدای حمله اول در روز عاشورا آورده اند . او و برادرش عبدالرحمن ، از شجاعان و اشراف کوفه و صاحبان ولایت اهل بیت بودند و در کربلا خود را به حسین بن علی ع رساندند . هر دو با هم به میدان رفتند و جنگیدند و شهید شدند .
عبدالله بن عفیف ازدی :از بزرگان شیعه ، که در مجلس ابن زیاد در کوفه ، به او اعتراض کرد . وی از شیعیان بر جسته و زاهدان روزگار در کوفه بود ، نابینایی روشندل و آگاه و شجاع . چشم چپ خود را در جنگ جمل و چشم راست خود را در جنگ صفّین از دست داده بود . پس از شهادت حسین ع وقتی ابن زیاد بر منبر کوفه بالا رفت و در نکوهش خاندان پیامبر و سیدالشهدا سخن آغاز کرد ، عبدالله بن عفیف با شدت و شجاعت ، پاسخ یاوه های او را داد . ابن زیاد دستور داد دستگیرش کنند . بستگانش او را از مجلس بیرون بردند . سربازان حکومت برای دستگیری او ، خانه اش را محاصره کردند . وی با آنکه نابینا بود ، با راهنمایی دخترش ، در مبارزه دلیرانه و شمشیر به دست ، با مهاجمان درگیر شد . او را دستگیر کرده و به شهادت رساندند . اعتراض او در مجلس ابن زیاد ، نوعی مبارزه آشکار با والی کوفه و حکومت یزیدی محسوب شد و شجاعت و بی باکی او در دفاع از محرمات و مقدسات ، الگویی برای حقگویی در برابر جبّاران گشت . رجزهای حماسی او هنگام نبرد با مهاجمان به خانه اش ، نشان دهنده روح بلند و با شهامت اوست . از جمله شمشیر را می چرخاند و فریاد می زد :
والله لو فرّج لی عن بصری ... ضاق علیکم موردی و مصدریاو را گردن زده و در کناسه کوفه به دار آویختند . حرکت انقلابی فرزند عفیف را نخستین جرقه انقلاب بر ضد سلطه اموی پس از حادثه کربلا دانسته اند .
عبدالله بن عقیل بن ابی طالب :از شهدای بنی هاشم در روز عاشورا . عقیل دو پسر داشت که نام هر دو عبدالله بود ، یکی بعنوان اکبر یاد می شد ، دیگری اصغر . هر دو در کربلا با امام حسین ع شهید شدند . نامش در زیارت ناحیه مقدسه هم آمده است .
عبدالله بن علی بن ابیطالب ع :از شهدای کربلاست . وی فرزند امیرالمومنین و برادر عباس و مادرش
// امّ البین // بود . هنگام شهادت 25 سال داشت . قاتل او هانی بن ثبیت حضرمی بود . نام گرامی این شهید در زیارت ناحیه مقدسه و زیارت رجبیّه آمده است .
عبدالله بن عمیر کلبی :جزء اولین شهداست که از جبهه امام حسین ع در روز عاشورا به میدان نبرد رفت . وی که کنیه اش ابو وهب بود ، جوانی دلاور و حماسی از شیعیان کوفه بود . به کوفه آمده ، در نزدیکی بثر العبد خانه ای گرفت و با همسرش به آنجا منتقل شد . وقتی دید عمر سعد ، نیرو آماده و سازماندهی می کند تا از نخیله به جنگ حسین بن علی ع در کربلا بروند ، پیش خود گفت : به خدا قسم شیفته جهاد با مشرکان بودم . امیدوارم جنگ با اینان که به نبرد فرزند پیامبر می روند ، نزد خداوند کم ثواب تر از جهاد با مشرکان نباشد . پیش همسرش رفت و نیت خود را با او در میان گذاشت ، شبانه هر دو از کوفه بیرون رفتند و شب هشتم محرم به یاوران حسین در کربلا پیوستند . همسر او نیز از شهدای کربلا بود. پس از شهادت عبدالله ، زنش خود را به بالین او رساند و خاک از چهره او می زدود که به دستور شمر ، یکی از غلامانش ( به نام رستم ) با گرزی بر سر او زد و کنار شوهرش به شهادت رسید . عبدالله ، دومین شهید از اصحاب امام حسین ع بود . نامش در زیارت ناحیه مقدسه هم آمده است.
عبدالله بن مسلم بن عقیل :از شهدای بنی هاشم در کربلا ، مادرش رقیّه دختر علی ع بود . گفته اند در حالی که دست بر پیشانی نهاده بود ، تیری آمد و دست و پیشانی را به هم دوخت . برخی او را هنگام شهادت 14 ساله دانسته اند . نامش در زیارت رجبیّه و زیارت ناحیه مقدسه هم آمده است .
عبدالله بن مسمع همدانی :از تلاشگران در راه نهضت عاشورا . پیکی بود که نامه سلیمان بن صرد و جمعی از بزرگان کوفه را در مکه به امام حسین ع رساند . محتوای نامه ، دعوت به آمدن آن حضرت به کوفه بود . وی نامه را در 10 رمضان
سال 60 به امام رساند .
یاد آوری : اشتباه نشود همدان ، همدان ایران نیست بلکه همدان قبیله ای از اعراب بود
عبدالله بن یزید بن نبیط ( ثبیط ) عبدی :
او و برادرش عبیدالله ، همراه پدرشان یزید بن نبیط ، پس از آنکه اهل بصره نامه کمک خواهی سیدالشهدا ع را دریافت کردند ، از بصره به کمک امام حسین ع رفتند تا به رسالت // نصرت امام // قیام کنند . به نقلی در حمله اول در روز عاشورا شهید شدند . نام او و برادرش عبیدالله در زیارت ناحیه مقدسه آمده است
عبیدالله بن یزید بن نبیط ( ثبیط ) عبدی :
او و برادرش عبدالله و پدرش از شهدای کربلا بودند . از بصره به مکه رفته و به کاروان حسین ع پیوستند و همراه آن حضرت به کربلا رفتند . شهادتشان در
حمله اول بود . نام این جمع ، در زیارت ناحیه مقدسه ، همراه با سلام بر این سه شهید چنین آمده است :
// السلام علی عبدالله و عبیدالله ، ابنی یزید بن ثبیت القیسی
عثمان بن علی بن ابی طالب ع :
یکی از شهدای کربلا . وی برادر عباس است که مادرش ام البنین و پدرش امیرالمومنین است . از آن حضرت نقل شده که نام او را به یاد برادرم عثمان بن مظعون ، // عثمان // نامیدم .
وی به تیر خولی بن یزید ، در روز عاشورا مجروح شد و بر زمین افتاد و یکی دیگر از سپاه ابن سعد او را کشت . هنگام شهادت 21 سال داشت . نامش در زیارت ناحیه مقدسه آمده است .
عثمان بن فروه (عروه) غفاری :
از شهدای کربلا به شمار آمده است . نامش در زیارت رجبیّه نیز آمده است . احتمال داده اند که او همان قرّة بن ابی قرّه غفاری باشد
علی اکبر ع :
فرزند بزرگ سیدالشهدا و شبه پیامبر که روز عاشورا فدای دین شد . مادر علی اکبر ، لیلا دختر ابی مرّه بود . در کربلا حدود 25 سال داشت . سن او را 18 سال و 20 سال هم گفته اند
. او اولین شهید عاشورا از بنی هاشم بود . علی اکبر شباهت بسیاری به پیامبر داشت ، هم در خلقت ، هم در اخلاق و هم در گفتار
. بهمین جهت ر
وز عاشورا وقتی اذن میدان طلبید و عازم پیکار شد ، امام حسین ع چهره به آسمان گرفت و گفت :
« اللهم اشهد علی هولاء القوم فقد برز الیهم غلام اشبه النّاس برسولک محمد خلقا و خلقا و منطقا و کنّا اذا اشتقنا الی رویة نبیّک نظر نا الیه ... » شجاعت و دلاوری علی اکبر و رزم آوری و بصیرت دینی و سیاسی او ، در سفر کربلا بویژه در روز عاشورا تجلی کرد . سخنان ، فداکاریها و رجزهایش دلیل آن است . وقتی امام حسین از منزلگاه « بنی مقاتل » گذشت ، روی اسب چشمان او را خوابی ربود و پس از بیداری
« انا لله و انا الیه راجعون » گفت و سه بار این جمله و حمد الهی را تکرار کرد . علی اکبر وقتی سبب این حمد و استرجاع را پرسید ، حضرت فرمود : در خواب دیدم سو
اری می گوید :
« فانّنا اذن لا نبالی ان نموت محقّین » پس باکی از مرگ در راه حق نداریم !
روز عاشورا نیز پس از شهادت یاران امام ، اولین کسی که اجازه میدان طلبید تا جان را فدای دین کند او بود . گر چه بمیدان رفتن او بر اهل بیت و بر امام بسیار سخت بود ، و
لی از ایثار و روحیه جانبازی او جز این انتظار نبود . وقتی بمیدان می رفت ، امام حسین ع در سخ
نانی سوزناک به آستان الهی ، آن قوم ناجوانمرد را که دعوت کردند ولی تیغ برویشان کشیدند ، نفرین کرد .
پیکار سخت ، او را تشنه تر ساخت
. به خیمه آمد . بی آنکه آبی بتواند بنوشد ، با همان تشنگی و جراحت دوباره بمیدان رفت و جنگید تا به شهادت رسید . قاتل او مرّة بن منفذ عبدی بود . پیکر علی اکبر با شمشیرهای دشمن قطعه قطعه شد . وقتی امام بر بالین او رسید که جان باخته بود . صورت بر چهره خونین علی اکبر نهاد و دشمن را باز هم نفر
ین کرد :
« قتل الله قوما قتلوک ... » و تکرار می کرد که :
« علی الدّنیا بعدک العفا » . و جوانان بنی هاشمی را طلبید تا پیکر او را به خیمه گاه حمل کنند . علی اکبر ، نزدیکترین شهیدی است که با حسین ع دفن شده است . مدفن او پایین پای اباعبدالله الحسین ع قرار دارد و به این خاطر ضریح امام ، شش گوشه دارد
عمّار بن ابی سلامه دالانی :
از شهدای کربلا . اهل کوفه بود ، محضر رسول خدا ص را نیز درک کرده و از اصحاب علی ع بود که در رکابش در سه جنگ جمل ، صفّین و نهروان شرکت داشت . در کربلا در حمله ا
ول به شهادت رسید . نامش در زیارت ناحیه مقدسه هم آمده است .
عماربن حسان طائی :
از شهدای کربلاست که نامش در زیارت ناحیه مقدسه هم آمده است . وی از شیعیان خالص و از شجاعان معروف بود . از مکه همراه امام به کربلا آمد و در پیش روی آن حضرت به شهادت رسید .
عمران بن کعب بن حارث اشجعی :
از شهدای کربلاست که در حمله اول به درجه شهادت رسید . شیخ طوسی او را در زمره یاران حسین ع شمرده است .
عمر بن جندب حضرمی :از شهدای کربلاست ، از حضر موت یمن . نامش در زیارت ناحیه مقدسه هم آمده است .
عمر بن خالد صیداوی :از شهدای کربلاست ، از طایفه بنی اسد
. وی پس از کشته شدن تعدادی از یاران ، از سیدالشهدا ع اذن گرفته ، به میدان رفت و به شهادت رسید
عمرو بن جناده انصاری : از شهدای نوجوان کربلا ، که پدرش نیز در رکاب سیدالشهدا ع شهید شد . این جوان چون خواست به میدان رود
، امام فرمود :
پدر این جوان کشته شد ؛ شاید مادرش راضی نباشد که به میدان رود . گفت : مادرم دستور داده که به میدان بروم و لباس جنگ بر من پوشانده است . او که 9 ساله یا 11 ساله بود ، بمیدان رفت و رجز خواند و جنگید تا کشته شد . سر او را بطرف سپاه امام حسین ع افکندند . مادرش ( بحریه بنت مسعود خزرجی ) آن سر را بر داشت و گفت : چه نیکو جهاد کردی ، پسرم ! ای شادی قلبم ، ای نور چشمم ! سپس سر را پرتاب کرد و با آن کسی را کشت ، سپس چوبه خیمه را برداشت و حمله کرد که بوسیله آن بجنگد
. امام حسین ع مانع شد و او را به خیمه زنان بر گرداند
. نام عمر و بن جناده در زیارت ناحیه مقدسه هم آمده است . در برخی منابع ، عمرو بن جناده ذکر شده است
عمرو بن خالد حکیم ازدی :
از شهدای کربلاست . از طایفه بنی اسد و از مخلصان ولای اهل بیت بود و در کوفه موقعیتی داشت . از قیام کنندگان همراه مسلم بود و پس از شهادت مسلم ، پنهان شد . پس از شهادت قیس بن مسهر از کوفه به استقبال کاروان حسینی بیرون رفت و در منزلگاه حاجز همراه غلامش سعد به امام پیوست . سپاه حرّ می خواست از پیوستن آن دو به یاران امام جلوگیری کند ، اما با حمایت امام ، به سیدالشهدا ع پیوستند و در عاشورا در حمله اول به شهادت رسیدند . نام او در زیارت ناحیه هم آمده است
عمروبن قرظه انصاری :
از شهدای کربلاست . پدر او ( قرظه ) از اصحاب علی ع و از خزرجیانی بود که به کوفه آمد و آنجا ماندگار شد و در رکاب علی ع با دشمنانش جنگید . عمرو ، از کوفه آمد و در کربلا ، روز ششم محرم به سیدالشهدا ع پیوست . امام در گفتگوهایش با عمر سعد ، او را برای مکالمه می فرستاد و او جواب می آورد ، تا آنکه شمر از کوفه آمد و این مذاکره قطع شد
. روز عاشورا جلوی امام حسین ع ایستاده بود و تیرهای دشمن را با سینه و پیشانی خود به جان می خرید و اینگونه از جان امام محافظت می کرد . زخمهای زیادی بر پیکرش نشست . به امام خطاب کرد که : ای پسر پیامبر ! آیا وفا کردم ؟ حضرت فرمود : آری ! تو پیش از من به بهشت می روی . از من به پیامبر سلام برسان و بگو که من در پی تو می آیم و .
.. افتاد و شهید شد . نامش در زیارت ناحیه آمده است
عمرو بن مطاع جعفی :
نامش در شمار شهدای کربلا آمده است
عمیر بن عبدالله مذحجی :
از شهدای کربلاست
. پس از سعد بن حنظله ، به میدان رفت و پس از رجز خوانی جنگید تا شهید شد .
عون بن جعفر :از شهدای کربلاست . پسر جعفر بن ابی طالب ( جعفر طیار ) . مادرش « اسماء بنت عبیس » بود که در حبشه به دنیا آمد . جعفر طیار او را در جنگ خیبر به حضور رسول خدا ص آورد . پس از شهادت جعفر طیار در جنگ موته ، پیامبر خدا ص فرزندان او را طلبید
. عبدالله ، عون و محمد را حاضر کردند . به دستور آن حضرت ، سر هر سه را تراشدند . پیامبر در باره عون فرمود : در خلقت و اخلاق ، شبیه من است . در دوران علی ع به آن حضرت پیوست . حضرت دخترش ام کلثوم را به همسری او در آورد . عون در زمان امام مجتبی و سپس امام حسین ع از یاران آن دو امام بود . همراه همسرش در کربلا حضور داشت . روز عاشورا از سیدالشهدا ع اجازه گرفت و به میدان رفت . نبردی دلاورانه کرد و به شهادت رسید . هنگام شهادت 56 ساله بود .
عون بن عبدالله بن جعفر :از شهدای کربلاست . اولین کسی بود که پس از شهادت جمع بسیاری از یاران امام ، از جمع برادرانش داوطلب رفتن به میدان شد . وقتی برای اذن گرفتن آمد . برادرش امام حسین ع فرمود : برادرم ! آیا آماده مرگ شده ای ؟ گفت : چگونه آماده نشوم ، در حالی که تو را تنها و بی یاور می بینم ! امام دعایش کرد که برو ، خداوند پاداش نیکت دهد
. به میدان رفت ، جنگید و مجروح شد . از هر طرف بر سر او ریختند و او را شهید کردند
مسلم بن عقیل
نماینده اعزامی سیدالشهدا از مکه به کوفه برای بررسی اوضاع و بیعت
گرفتن از مردم .مسلم بن
عقیل ، پسر عموی امام حسین ع و مورد وثوق وی بود . رشادت و
جوانمردی او مشهور بود . در جنگ
صفین ، در جناح راست لشکر علی ع بود .
امام حسین ع در پاسخ به دعوت نامه های مکرر شیعیان و سران کوفه
، نامه ای خطاب به آنان نوشت و مسلم بن
عقیل را بعنوان « برادر ،پسر عمو و فرد مورد اطمینان خود »
مالک بن عبدالله جابری :از شهدای کربلاست
، وی و برادرش سیف بن حارث بن سریع ، در کربلا
به حسین بن علی ع پیوستند و عصر عاشورا ، در لحظاتی که سپاه کوفه به خیمه گاه امام حسین ع نزدیک شده
بودند ، اجازه میدان گرفته
، جنگیدند و شهید
شدند
لیلی :
لیلی دختر ابو مرّة ثقفی
، همسر امام حسین ع و مادر علی اکبر
، از زنان فاضل عصر خویش بوده است . بر خلاف آنچه مشهور است ، در کتابهای معتبر و مقتلها نامی از ایشان در جریانات کربلا ، کوفه و شام نیست
کنانة بن عتیق تغلبی :پیر مردی از شهدای کربلا که در حمله نخست به شهادت رسید . وی از قهرمانان کوفه و از عابدان و قاریان آن شهر بود و در ایامی که سیدالشهدا ع به کربلا رسید ، خود را به آن حضرت رساند . نامش در زیارت ناحیه مقدسه هم آمده است
کردوس بن زهیر تغلبی :از شهدای کربلاست . برادرش نیز ( قاسط بن زهیر ) در عاشورا ، در رکاب امام حسین ع به شهادت رسید
.
قعنب بن عمرو نمری :
از شهدای کربلاست
. او که از شیعیان بصره بود ، همراه حجاج بن بدر ، نامه خدمت اباعبدالله ع بردند و نزد آن حضرت ماندند ، تا آنکه
روز عاشورا در حمله اول شهید شدند
قیس بن مسهّر صیداوی :
از شهدای نهضت امام حسین ع که پیش از عاشورا در کوفه به شهادت رسید . قیس از جوانمردان شجاع کوفه و از اشراف طایفه بنی اسد و یکی از نامه رسانان مردم کوفه به امام حسین ع بود . همراه مسلم بن عقیل از مکه به کوفه آمد
. پس از مدتی نامه مسلم را که حاوی خبر بیعت کوفیان بود به مکه برد و به سیدالشهدا تسلیم کرد . امام حسین ع در منزلگاه
« بطن الرّمه » ( مکانی در منطقه حاجز ) نامه ای خطاب به کوفیان نوشت که در آن ، خبر از حرکت خویش بسوی کوفه بود . نامه را به قیس بن مسهّر سپرد تا به کوفه برساند .
قیس در منطقه قادسیه ، توسط حصین بن نمیر که از سران سپاه کوفه بود دستگیر شد . برای اینکه مضمون نامه و اسامی اشخاص به دست دشمن نیفتد
، قیس بن مسهر نامه را از بین برد
. او را نزد عبیدالله بن زیاد بردند . تلاش والی کوفه برای دستیابی به نام کسانی که مخاطب نامه بودند بی نتیجه ماند
. ابن زیاد از او خواست که یا نام اشخاص را بگوید یا بر منبر رود و در حضور مردم حسین بن علی و امام حسن و علی بن ابیطالب ع را لعن کند و گرنه کشته خواهد شد . وی رفتن بر منبر را پذیرفت
، اما وقتی شروع به سخن کرد
، پس از حمد و ثنای الهی ، بر حسین بن علی و امام مجتبی و امیرالمومنین ع رحمت فرستاد و عبیدالله زیاد
و پدرش را لعنت کرد و مردم را به یاری سیدالشهدا فرا خواند .
وقتی خبر به ابن زیاد دادند ،
دستور داد اورا بالای قصر برده و از آنجا به زیر افکندند و شهید شد . چون خبر شهادتش به امام حسین ع رسید ، بی اختیار گریست و این آیه را خواند : « رجال صدقوا ما عاهدو الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر
و ما بدّلوا تبدیلا » . ( مردانی که بر سر پیمان خویش با خدا ، صادق بودند ، برخی از آنان شهید شدند و برخی دیگر انتظار می کشند و پیمان را هیچ عوض و دگرگون نکردند .)
قیس ، دلیرانه به استقبال شهادت رفت
و تا پای جان ایستاد و تزلزلی نیافت
قارب ، مولی الحسین ع :
از شهدای کربلا . وی غلام سیدالشهدا ع بود . مادرش فکیهه کنیز آن حضرت بود و در خانه رباب ، همسر امام خدمت می کرد . قارب همراه امام از مدینه به کربلا آمد و روز عاشورا در رکاب سیدالشهدا ع به شهادت رسید . نامش در زیارت ناحیه مقدسه هم آمده است .
قاسط بن زهیر تغلبی :از شهدای حمله نخست در روز عاشورا . پیرمردی از طایفه بنی ثغلب بن وائل بود
. او و برادرانش مقسط و کردوس
، هر سه از اصحاب امیرالمومنین بودند که در رکاب آن حضرت در جنگهای سه گانه شرکت داشتند . پس از شهادت علی ع در کوفه ماندند . چون خبر آمدن حسین ع را بسوی کوفه شنیدند
، شب عاشورا مخفیانه خود را به امام رساندند . هر سه برادر روز عاشورا به شهادت رسیدند
.
قاسم بن حارث :نام او در شمار شهدای کربلا آمده است
. برخی نیز او را همان قاسم بن حبیب ازدی دانسته اند
. قاسم بن حبیب ازدی :از شهدای کربلاست
. وی از شیعیان شجاع کوفه بود
. ابتدا با سپاه عمر سعد از کوفه بیرون آمد و چون به کربلا رسید
، به یاران امام پیوست
. نامش را جزو شهدای حمله اول ذکر کرده اند
. قاسم بن حسن ع :نوجوان شهید عاشورا در رکاب سیدالشهدا ع ، فرزند گرامی امام حسن مجتبی ع .
وی صاحب همان سخن
معروف « احلی من العسل » در شب عاشوراست که مرگ را شیرین تر از عسل می دانست . روز عاشورا سن او به بلوغ نرسیده بود
. برای میدان رفتن از امام خویش اجازه خواست . ابا عبدالله
ع چون نگاه به او افکند ، وی را به آغوش کشید و گریست ، آنگاه اجازه داد
. قاسم
، خوش سیما
بود . سوار بر اسب شد و عازم میدان گشت
فاطمه دختر امام حسین ع
فاطمه بنت الحسین ع ، بانویی با شرافت
و دانش که اهل ذکر و شب زنده داری و عبادت بود و روزها روزه می گرفت و از جمال ظاهر و باطن برخوردار و اهل روایت و نقل حدیث بود
. در سفر کربلا در جمع اسیران اهل بیت بود و در کوفه نیز به سخنرانی افشاگرانه و فصیح و رسا بر ضدّ جنایتهای ابن زیاد پرداخت و همه را به گریه انداخت
.
در کاخ یزید ، چشم یکی از وابستگان حکومت به او افتاد ، از یزید خواست که او را به وی ببخشد . حضرت زینب بشدت اعتراض و مخالفت کرد و کار آنان را کفر به حساب آورد . وی همسر عموزاده خویش حسن بن حسن ع بود
. پس از فوت شوهر ، یک سال خیمه ای افراشت و برای او به سوگ و ماتم نشست . وی تا زمان امام صادق ع را درک کرد
. در سال 117
. در حالی که هفتاد سال داشت در مدینه در گذشت و در بقیع بخاک سپرده شد
سعی شده است تا اطلاعاتي جامع در اختيار کاربران محترم قرار گيرد و گاها نام برخي از شهدا دو بار ذکر شده است ولي صفات ذکر شده تغيير يافته است.
ما را ياري کنيد تا روايات صحيح و مستند را در اختيار همگان قرار دهيم
يا علي
هيئت زمينه ساز ظهور حضرت مهدي